رایانرایان، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

رایان یکی یه دونه ی مامان و بابا

چند خبر با هم!

1392/6/11 14:54
نویسنده : سپیده
1,005 بازدید
اشتراک گذاری

هزاران درود... رایان مامان منو ببخش که دیر به دیر میام برات مینویسم خجالتآخه واقعا فرصت نمیشه جیگرمقلب... امروز یه کم عجله دارم ولی قول میدم دیگه سعی کنم تند تند برات بنویسمقلب.... جدیدا یاد گرفتی بگی بر به معنی برق و همون موقع هم دستتو میاری بالا و لامپ رو نشون میدی هورا... تا هفته قبل نمیتونستی کلید پریز رو بزنی و چراغ رو روشن کنی و همیشه با کف دست میزدی روش ولی تو این هفته یاد گرفتی!! تشویقهر وقت من رو مبل دراز میکشم میای رو مامان و میری بالا:

و بعد یاد گرفتی با انگشت اشاره روی پریز رو فشار بدی:قلب

آخر هفته باز رفتیم خونه ی مامان بزرگ ها و فکر کنم آخرین مسافرت تابستانمون بود چون دیگه کم کم کلاسای بابایی داره شروع میشهناراحت... این عکس که گذاشتم برات خونه ی مامان ایران رفته بودیم که کلی تو حیاط بازی کردی و بعد جورابات خیس شده بود و راه که میرفتی رد پای خوشگلت میموند کلی بهت خندیدم و کلی هم خودت ذوق کردی:قلب

 

روز جمعه هم سیسمونی برون جیگر خاله ؛عزیز دلم , محمد حسین گل پسر عزیزم , خواهرزاده نانازم که ایشالا قراره تا یک ماه دیگه به دنیا بیاد بودش... قلبقلب خاله ژاله خیلی مواظب جیگر من باشیا... این عکسا رو خونه ی آقا جون اینا قبل از این که وسیله ها رو ببریم گرفتیم و خونه ی خاله ژاله چون هنوز وسیله ها رو نچیدن عکس نگرفتیم ایشالا میگیریم و میزاریم!!

 

این هم رایان جیگر که به سختی ازت عکس گرفتم وروجکم:

آقاجون و مامان جون دسستون درد نکنه قلب... رایان جشن سیسمونی نداشت به خاطر دوری راه ناراحت ولی جشن سیسمونی محمد حسین جونم خیلی خوب بود و خاله ژاله هم یه آش خوشمزه پخته بود و رایان جیگرم هم کلی آش خورد در کمال ناباوری من!!عینک

رایانم مامان ایشالا همیشه خندان باشی خوشگلم خدا حفظت کنه گل پسرم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

آقاجون و مامان جون
12 شهریور 92 13:06
جیگرمان از این که روز به روز بزرگتر و بزرگتر میشوی و چیزهای جدید و خوبی را در این دنیای بزرگ یاد میگیری خوشحالیم ودوست داریم زود بزرگ شوی و مواظب ماها باشی و بدان خلی زیاد و زیاد دوست داریم و از دور می بوسیمت
و دستون درد نکنه که در برنامه سیسمونی خاله ژاله آمدید دوست داشتیم برات جشن سیسمونی بگیریم ولی راه دور بود دوست داریم بوس بوس بوس


مرسی آقاجون مامان جون ... ایشالا محمدحسین که به دنیا بیاد کلی با هم مشغولتون میکنیم!
الهام (مامان امير حسين)
13 شهریور 92 16:50
آفرين رايان
حسابي شيطون شدي!!
كمكي هم ميكنه تو سيسموني برون!!
ببوس پسرتو



مرسی خاله الهام ... کلی اسباب بازی افتتاح کردم!!کمک از این بیشتر!!!
خاله ندا
22 شهریور 92 12:29
سلام مبارک باشه سپیده جون رایان خاله داره واست همبازی میاره ولی رقیب نمیشه واست چون همیشه نوه اول یه چیز دیگست
انشالله محمدحسین سالم بدنیا میاد و از همه بیشتر رایان رو خوشحال میکنه


مرسی خاله ندا جونم... کاش فقط زودتر هم بازی هام بزرگ بشن که بتونم باهاشون بازی کنم!! ایشالا خاله ندای عزیز دلم
عمه نگارومامان پروانه
16 مهر 92 23:35
سلام رایان گل گلاب خوشحالی عزیزم..تبریک میگیم داری با اسباب بازیهای نی نی خاله بازی میکنی قربونت بریم...[


مرسی عمه جون مرسی مامان جون